سفارش تبلیغ
صبا ویژن
اقصی

ایهود اولمرت، نخست وزیر رژیم صهیونیستی(تروریستی) در نطق خود برای اعلام آتش بس یکطرفه در غزه،با غرور فراوان اعلام کرد که اسرائیل در جنگ پیروز شده و به همه هدف های خود دست یافته است؛ چنان چه معیار پیروزی در جنگ، تحقق اهداف جنگ باشد- که هست- باید دید هدف های اسرائیل از 23 روز کشتار در نوار غزه چه بوده و آیا واقعاٌ این هدف ها برآورده شده است؟
اسرائیل دو نوع هدف را دنبال می کرده است، یک نوع هدف های اعلام شده و نوع دیگر هدف های اعلام نشده. از مجموع اظهار نظرهای مسئولان رژیم صهیونیستی پیرامون این جنگ می توان گفت که هدف های اعلام شده عبارتند از:
تضعیف یا نابود کردن مقاومت(و به طور اخص حماس)، پایان دادن به پرتاب راکت از نوار غزه به شهرها و شهرک های جنوب اسرائیل و در نتیجه تغییر معادله موجود در نوار غزه به مفهوم پایان دادن به حکومت حماس و سپردن این منطقه به تشکیلات محمود عباس.
اما هدف هایی که به صراحت از سوی مسئولان رژیم صهیونیستی اعلام نشده، اما می توان آن ها را از لابلای سطور اعلامیه ها و تحلیل های رسانه ها و مراکز مطالعاتی کشف کرد عبارتند از پایان دادن به چیزی به نام مقاومت در فلسطین و در نتیجه از بین بردن هرگونه امکانی برای تشکیل دولت مستقل فلسطین حتی در چهاچوب طرح دو دولت و مهم تر از همه قطع هرگونه ارتباطی بین محور ایران- سوریه با آرمان فلسطین.
با پیگیری تحولات 23 روز جنگ مشخص می شود که هیچ یک از این هدف ها برآورده نشده است. جنبش مقاومت فلسطین نه فقط تضعیف نشده بلکه تا آخرین ساعات به مقاومت قهرمانانه خود ادامه داده و جایگاه بسیار نیرومندتری نزد ملت فلسطین و ملت های عرب و مسلمان یافته است؛ بر عکس، آن که تضعیف شده، گروه محمود عباس است که نه تنها مشروعیت خود را کاملاٌ از دست داده، بلکه نزد ملت فلسطین و ملت های عرب و مسلمان به هم دستی و تبانی با دشمن متهم شده است.
به همین ترتیب مقاومت تا آخرین لحظه به پرتاب موشک با بردهای مختلف به شهرها و شهرک های صهیونیستی ادامه داده و هم چنان این امکان را دارد که حتی با طولانی تر شدن زمان جنگ باز هم از سلاح موشکی خود استفاده کند. با این حساب رژیم صهیونیستی نمی تواند ادعا کند که به هدف های خود از این جنگ تجاوزکارانه دست یافته و پیروز شده است، بلکه پیروزی از آن مقاومت فلسطین است که توانسته با صبر و شجاعت، 23 روز در برابر ارتش جنایت کار صهیونیستی مقاومت کند و مانع از آن شود که دشمن به هدفی از هدف های خود دست یابد.
اولمرت هم چنین ادعا می کند که ارتش اسرائیل قدرت بازدارندگی خود را تحکیم بخشیده و پیام قاطعی به دشمنان اسرائیل داده است. در این مورد نیز هر انسان عاقلی می تواند نتیجه گیری کند که ریختن بمب های ویران گر روی سر مردمی که در محاصره به سر می برند و وسیله ای برای دفاع از خود در برابر هواپیماهای اف-16 و بالگردهای آپاچی در اختیار ندارند، و نیز تخریب خانه ها و مدارس و مساجد و قتل زنان و کودکان هنر نیست، بلکه جنایت جنگی و جنایت بر ضد بشریت است که نمی تواند برای جنایت کاران قدرت بازدارندگی ایجاد کند.
از هر زاویه ای که به این جنگ بنگریم، رژیم صهیونیستی را بازنده می بینیم، هر چند ایهود باراک و تسیپی لیونی در آستانه انتخابات می توانند با یک دیگر به رقابت برخیزند که کدامیک بیشتر زن و کودک فلسطینی کشته اند تا به همان میزان رأی بیاورند.
و اما بیچاره آن دسته از رژیم های عرب که طبق معمول فریب خوردند و از طریق تبانی با آمریکا و اسرائیل و یا سکوت در برابر جنایات آنان موقعیت خود را بیش از پیش متزلزل کرده اند و اینک در حیرت اند که چه بکنند، در این میان، وضعیت رژیم مصر بسیار رقت انگیز است. به رغم آن که این رژیم از آغاز جنگ با بستن گذرگاه رفح و مشارکت در محاصره غزه پا به پای آمریکا و اسرائیل پیش رفت و حتی از ورود مواد غذایی و دارویی و اعزام صدها پزشک داوطلب به داخل نوار جلوگیری کرد، در آخرین ساعات متوجه شد که رژیم صهیونیستی بی توجه به موقعیت مصر و تلاش میانجی گرانه این کشور، راه خود را جدا کرده و در پی اعلام آتش بس یک طرفه است و بدتر از همه این که ضمانت مربوط به ممانعت از ورود سلاح به نوار غزه را از آمریکا گرفته نه از مصر، که این اهانت بزرگی به مصر محسوب می شود.
رژیم مصر ناگهان متوجه شد که اسرائیل با فریبکاری از این رژیم استفاده ابزاری کرده است. لذا مصر ناگهان لحن خود را تغییر داد و احمد ابوالغیظ، وزیر امور خارجه، با لحن تندی که سابقه نداشت گفت: اسرائیل از جام غرور و تکبر نوشیده و فکر می کند با جنایت و قتل عام می تواند به هدف های خود برسد. حسنی مبارک نیز با خشم فراوان در تلویزیون ظاهر شد و از اسرائیل خواست که فوراٌ تجاوز به غزه را پایان دهد و از این منطقه عقب نشینی کند. مبارک که زخم خورده بود، بلافاصله تصمیم گرفت که این بار عده ای از سران کشورهای اروپایی را در شرم الشیخ، بدون حضور آمریکا و اسرائیل، جمع کند تا نشان دهد که نقش مصر را نمی توان نادیده گرفت.
البته مصر فقط خشمگین است و این نمی تواند دلیل تحول در سیاست مصر باشد، اما آن چه مسلم است این که بعد از جنگ غزه، منطقه خاورمیانه چهره دیگری خواهد داشت که با گذشته فرق دارد.

منبع: روزنامه اطلاعات


نوشته شده در دوشنبه 87/10/30ساعت 10:17 عصر توسط اقصی
نظرات دیگران()


لیست کل یادداشت های این وبلاگ
مردم ایران در اوج تنفر پرچم اسرائیل را آتش کشیدند
قطعنامه های بین المللی در رابطه با فلسطین
فرایند فریب رهبران ساف طرح های صلح
طرح های صلح خاورمیانه قسمت دوم
طرح های صلح خاورمیانه قسمت اول
21 اتفاق مهم درفلسطین در دهه اول قرن 21
جبهه نجات ملی فلسطین جبهه انقاذ
حبیب ثابت
[عناوین آرشیوشده]